« به نام رحمان که رحمتش از عشق و روح قدیسش از آدمی دمیدن گرفته است »
عشق گناه نیست ، اما ما در میان مردمانی زندگی می کنیم که عشق را گناه، و عاشق را گناه کارمی دانند پس عزیزم عاشق نشو، چون مجازات تو اعدام است. دوستان! شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه بی سر و سامانی من گوش کنید گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟ روزگاری من و او ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم بسته سلسله سلسله مویی بودیم برای خواندن ادامه ی شعر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
کاش می شد بری پیشش ،بهش بگی دوست دارم کاش می شد خجالت و بذاری کنار تو چشاش نگاه کنی ،بهاش درد دل کنی کاش می شد سر روی شونش بذاری بهش بگی عاشقشی ،دوسش داری کاش می شد دست توی دستاش بذاری از تو وجودش، گرمی عشق و حس کنی کاش می شد خیره بشی توی چشاش حرف دلشو بخونی، از تو نگاش کاش می شد پیشم باشه ،تا دلم تنها نشه تا اسیر غصه ی امروز و فردا نشه کاش می شد این جمله رو باور کنه بدون اون زندگی واسم زیبا نمی شه کاش می شد از عشق نوشت از اون گریه های، شبونه و غصه ها نوشت از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن میون ای ن همه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدا نگه دار بنو س مهلت موندن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم من که تو بنبست غربت زخمی از آوار پایییز فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه ی من چه حروم شد مهلت موندن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم ماه من غصه نخور،زندگی جذرومد داره دنیامون یه عالمه آدم خوب وبد داره ماه من غصه نخور،همه که دشمن نمی شن همه که پر ترک ،مثل تو و من نمی شن ماه من غصه نخور، مثل ماها فراوونه خیلی کم پیدا می شه، کسی رو حرفش بمونه ماه من غصه نخور،گریه پناه آدماس ترو تازه موندن گل،مال اشک شبنماس ماه من غصه نخور، زندگی خوب داره وزشت خدارو چه دیدی ،شاید فردامون باشه بهشت ماه من غصه نخور، پنجره مون بازه هنوز باغچه مون غرق گلای عاشق نازه هنوز ماه من غصه نخور، باز داره فصل سیب می شه می دونم ،گاهی آدم تو وطنش غریب می شه ماه من غصه نخور، ماها که تب نمی کنند ماها ،که از آدما طلب کمک نمی کنند ماه من غصه نخور، شمدونیا صورتی ان دلای که بشکنن ،چون عاشقن قیمتی ان ماه من غصه نخور، سبک می شی بارون بیاد توی عاشقی باید ترسید ،از کم و زیاد ماه من غصه نخور، خاطره هامون کودکن توی این قصه دلا، یه وقتایی عروسکن ماه من غصه نخور، بازی زمین خوردن داره کار دنیا همینه، تولد و مردن داره ماه من غصه نخور، تاب بازی افتادن داره زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره ماه من غصه نخور،گلا میان عیادتت به نتیجه می رسه ،آخر یه روز عبادتت ماه من غصه نخور، خیلیا تنهان مث تو خیلیا ،با زخم عاشقی آشنان مث تو ماه من غصه نخور، زندگی بی غم نمی شه اونی که، غصه نداشته باشه آدم نمی شه ماه من غصه نخور، حافظ واست وا می کنم شعراشو میخونمو، تو رو مداوا می کنم ماه من غصه نخور، دنیا رو بسپار به خدا هردو مون دعا کنیم ،تو هم جدا ،منم جدا... تورو دوست دارم مثل حس نجيب خاک غريب تو رو دوست دارم مثل عطر شکوفه هاي سيب تورو دوست دارم عجيب تورو دوست دارم زياد چطور پس دلت مياد من رو تنهام بگذاري تورو دوست دارم مثل لحظه خواب ستاره ها تو رو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها تورو دوست دارم عجيب تورو دوست دارم زياد نگو پس دلت مياد من رو تنهام بگذاري توي آخرين وداع وقتي دورم از همه چه صبورم اي خدا ديگه وقت رفتنه تو رو ميسپارم به خاک تورو ميسپارم به عشق برو با ستاره ها تورو دوست دارم مثل حس دوباره تولدت تور دوست دارم وقتي ميگذري هميشه از خودت تورو دوست دارم مثل خواب خوب بچگي بغلت ميگيرم و ميرم به سادگي تورو دوست دارم مثل دلتنگي هاي وقت سفر تورو دوست دارم مثل حس لطيف وقت سحر مثل کودکي تورو بغلت ميگرم و اين دل غريبم رو با تو ميسپارم به خاک توي آخرين وداع وقتي دورم از همه چه صبورم اي خدا ديگه وقت رفتنه تورو مي سپارم به خاک تورو ميسپارم به عشق برو با ستاره ها... چشمشافتادبهمنوهمونیکه میدونی شد بـــذار راحـــتت کـــنم يـعنی دلـم ديـوونه دلِ من کـه عــمری رفـته بـود سراغ زندگيش بــه بـــيابون زد و دنـــبال چشــاش روونه شد اون تــا ديـــد ديـوونشم ديگــه بهم نگـا نکــرد عـــاشقيم بـرای رفـتنش، واسش بهونه شد گـــفتم ايـن تـير نگــاتو، تـوی قـلب مــن نــزن ديگه قـلب مـن واسـه تـيرای اون نشونه شد روزا تـــو خـــــــــيابونا آواره نگـــــــاش شــدم شــــبا هـــم بـيابونا واسـه غـريبيم خونه شد ديگه مطمئن شد اون که مـنگرفتارش شدم عشق مـن از اونـايی کـه تـا ابد می مونه شد يـه شب امّـا واسه هميشه رفت يه جـایدور چون نگفت کجا می ره، بـاز تقصير زمـونه شد عشق یعنی با تو خواندن از جنون عشق یعنی سوختنها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن عشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا عشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به در عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی ... یادمان باشد اگر شاعر شدیم برای سرودن دوست داشتن دنبال کنایه نباشیم. یادمان باشد اگر نقاش شدیم لبخند را با آبی ترین رنگ بر بوم جاودانگی به تصویر بکشیم. یادمان باشد اگر معلم شدیم برای نمره دادن به خوبی ها دفتر نمره را ببندیم و دستمان را به اندازه ی تمام کلاس باز کنیم. یادمان باشد اگر پزشک شدیم نبض زندگی را در رگ عشق جست و جو کنیم. یادمان باشد اگر... کاره ای نشدیم دل شکستن پیشه مان نباشد... « ترجمه ی عشق از زبان معلم ها» دبیر معارف: عشق یک موهبت الهی است دبیر ورزش:عشق تنها توپی است که اوت نمی شود. دبیر شیمی : عشق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمی زند. دبیر ادبیات :عشق باید مثل عشق لیلی و مجنون باشد. دبیر جغرافی:از فراز کوه های بلند که تیری به نام عشق از مشرق محبت برمغرب قلب انسان می نشیند. دبیر زیست : عشق یک نوع بیماری است که عامل آن کم تر شناخته شده. میون این همه دوری مفرط چه جوری می شه دستاتو بگیرم حالا که خسته ی بقضم عزیزم تو نذار این جوری بی توبمیرم نمی دونم ... نمی تونم... نمی دونم:نمی دونم چون قسمتم این بود نمی تونم :چون فاصله ها دست بالم رو بستن باز هم ثانیه ها اسم تو را جار زدند
دقایق همه امشب به تو تکرار زدند سکوتی که در این ثانیه ها می چرخند نکند در دل تو اسم مرا داد زدند یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
کاش می شد عشق را تفسیر کرد خواب چشمان تو را تعبیر کرد کاش می شد همچون گلها ساده بود کاش می شد درخراب آباد دل خانه ی احساس راتعمییر کرد کاش می شد درحریم سینه هاعشق راباوسعتش تکثیر کرد نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم و خوب می دانم که گل در عقد زنبور است اما یک طرف سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد نیا باران پشیمان می شوی از آمدن زمین جای قشنگی نیست در ناودان ها گیر خواهی کرد من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند نیا باران زمین جای قشنگی نیست

![]()
:ادامه مطلب:![]()

![]()

![]()

![]()
.jpg)
![]()

![]()
![]()



![]()

![]()
یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
تو بارون که رفتی ، دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره
دلم بی قراره
نه شب عاشقانه است
نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب نا امیدی...


![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



